شمس الدين حافظ
99
ديوان كامل و جامع هديه حافظ ( فارسى )
15 - « به دعا آمدهام » ما برفتيم ، تو دانى و دل غمخور ما * بخت بد تا به كجا مىبرد آبشخور ما از نثار مژه چون زلف تو در زر گيرم * قاصدى كز تو سلامى برساند بَرِ ما به دعا آمدهام هم به دعا دست برآر * كه وفا با تو قرين باد و خدا ياور ما فلك آواره به هر سو كُندم مىدانى ؟ * رشك مىآيدش از صحبت جانپرورِ ما گر همه خلق جهان بر من و تو حيف برند * بكشد از همه انصاف ستم داور ما روز باشد كه بيايد به سلامت بازم * اى خوش آن روز كه آيد به سلامى بَرِ ما به سرت گر همه آفاق به هم جمع شوند * نتوان برد هواى تو برون از سر ما تا ز وصف رخ زيباى تو ما ، دم زدهايم * ورق گل خَجِل است از ورق دفتر ما هركه گويد كه كجا رفت خدا را حافظ * گو به زارى سفرى كرد و برفت از بَرِ ما * توضيحات : آبشخور ( محل آب خوردن ) ( اين غزلى است كه خواجه هنگام مسافرت به شهر يزد براى همسرش فرستاده است ) نثار ( پولى كه در عروسى پخش مىكنند ) زر گرفتن ( طلاكارى ) زر ( طلا ، پول طلا ) نثار مژه ( اشك چشم ) هوا ( محبت و آرزو ) حيف ( ظلم ) روز ( در اصل روزى است ) اى خوش ( اى ياران خوش ) معنى بيت ( 2 ) ( از نثار مژه يعنى اشك چشم خويش ، گيسوان به زر گرفتهات را به طلا و جواهر مىگيرم آن قاصدى را كه از تو بر ما سلامى برساند ) . * ترجمه : * نتيجهء تفأل : 1 - بخت و اقبال فعلا براى انجام اين كار همراهى ندارد ، اما اين نيت بالاخره عملى مىگردد ولى نياز به صبر و شكيبايى دارد ، مىگويند عشق ، دوام ندارد اما من مىگويم : بر اثر صبر نوبت ظفر آيد . 2 - همين پنجشنبه به يكى از مشاهد متبركه برو و سورهء مباركه جمعه را بخوان كه گشايش بسيار است و در اين هفته پيرى از پيران طريقت و اولياى خدا را خواهى ديد كه پندى به شما خواهد داد ، از او بخواه كه برايت دعا كند و از او راهنمايى بخواه . 3 - حسودان در كمين هستند ، از شخصى كه لاغر اندام ولى داراى چشمانى درشت و ابروانى قيطانى و هيكلى دراز است ، برحذر باش كه قصد فريب دارد . 4 - حيف اين زيبايى ظاهرى و باطنى نيست ! كه خود را درگير مسائل پيشپاافتاده كردهاى ، براى نجات خود از همين امروز از صميم قلب نماز بخوان و از خدا كمك بگير كه ياريت خواهد كرد . 5 - سفر صلاح نيست ، چون بيمار ناراحت است ، اما خريد اشكال ندارد ولى فروش صلاح نيست ، تغيير شغل عملى نمىشود ولى تغيير مكان خوبست و مژدهاى دريافت مىكنيد ، پس نذر خود را ادا كن . 6 - حتما نذرى كه كردهاى ادا كن و صدقهاى به مستمندى اهدا كن و پدر و مادر را فراموش مكن . 7 - گاهى آنقدر شاد هستى كه همه تعجب مىكنند ولى زمانى اندوهگين به طورى كه از دست همه خسته مىشوى ، علت آن وسواس شماست . 8 - پندى به شما مىدهم : پيامبر ( ص ) فرمودند : « اى على ! آدمى كه سختگير باشد ، آسايش از زندگى او رخت برمىبندد » . پس در امور لجباز و سختگير مباش تا كارها برايت سهل و آسان آيد . 9 - آفت اصلى كارهاى جنابعالى ترديد ، وسواس و سوء ظن مىباشد ، بايد تا حدودى انعطاف از خود به خرج دهيد ، لجبازى هم اندازهاى دارد . 10 - به زودى خوابى خواهيد ديد و آنچه از دست دادهايد ، بهتر از آن را به دست مىآوريد و تولدى جديد در راه مىباشد كه مبارك است .